خرید بک لینک
امشب دوتا پست میزنم نمیدونم دوباره کی ن گیرم میاد ولی باید بنویسم انقد بنویسم تا برسم به سکوت ذهنم الان که دارم اینو مینویسم دراز کشیدم تو هال و تاریکه ،بارون نم نم هم داره میزنه به دودکش بخاری صدای ت

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

مگه خوشبختی چیه غیر از لذت بردن از همین داشته های اطرافمون

پ.ن: و اما عشق

به همین سادگی

مثل حسین پناهی

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

بچه دار شدن یا نشدن مسئله این است

از طرفی معضل اقساط و خرج و مخارجه که مارو به زانو در آورده از طرفی معضله هایی که با بچه دار شدن میتونه از بین بره داریم دست و پنجه نرم میکنیم

چه کنمممممم با این درد!!!!؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

حضرت همسر نیست و امروز کلافه تر از همیشه بابت این مدت دوندگی برخلاف تمام خورده فرمایشها که تکون نخور کم آب بخور امروز تمام خونه رو مرتب کردم و اب وجارو کردم قراره دو هفته آینده لاپارسکوپی تشخیصی بشم

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

دخترها علاوه بر اینکه وقتی دلشون میگیره موهاشون رو باز میکنن تا قایم بشن داخلش یه کار دیگه هم مسکنن

وقتی میخوان فرار کنن از اون فضا تو کمد دیواری میرن!

چرا؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

بذار یه حرفی رورک بهت بزنم ببین وقتی زیادی موافقت کردی زیادی مطابق میل بودی زیادی باب طبع بودی همیشه در دسترس بودی کم کم نادیده گرفته میشی باور کن اینو از یکی قبول کن که اینو حس کرده لمس کرده بعد تا

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

سلام اینجا به بعد رو قراره بدون آپاندیس زندگی کنم

خیلی خستم از لحاظ روحی دلم میخواد یمدت برم سفر

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

از روز ترخیص همش غش میکردم این پرستارای لعنتی هم که هرچی میگفتم میگفتن هیچیت نیست ضعف کردیهرروز نیم کیلو چیزای شکری و قندی بهم میدادن تا بشه فقط برم دشولی!!!! بماند که غش میکردم با جرثقیلم نمیتونستن ج

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

انقد که این روزها از درد و حس چندش آور گاز استریل های توی شکمش آه و اشک داشت دیگه برای کتمان تلاشی نمیکرد

خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو میکرد تکراری شد بود دیگه اطرافیان خسته شده بودن

*غر زدنهای هم جهت یا خلاف جهت:) یبار باتو ییار بر علیه تو

+ زنگ زد سه ساعت فقط غر زد که چرا کسی به فکرت نیست ....

- خب من چکار کنم خودمم خسته شدم چه برسه به بقیه

پ.ن: سرت رو بالا بگیر. نیازی نیست به شکم پاره انقد خیره بمونی

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

اوضاع الان جوری شده استعدادهای جدیدی پیدا کردم :)مثلا این لامپ تو صورتم رو اول صبح روشن میکنن اون لامپ زرده که تو هاله چشلمو نیمه باز میذارم لامپه رنگین کمونی میشه منم هی باهاش بازی میکنم مثلا اگه بخو

برچسب: نویسنده: ترانه محمدپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 7:02

صفحه بندی